|
اميريان: خاتمي مردم را براي ورود به قدرت ميخواست
|
|
|
|
14 تیر 1389 ساعت 06:49
|
|
جريان اصلاحات پايههاي بنيادي نظام يعني مباني اسلام را مورد حمله قرار داد
مهدي اميريان دبير كميسيون عدالتخواهي دفتر تحكيم وحدت و عضو شوراي مركزي اين اتحاديه دانشجويي در گفتوگوي تفصيلي با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس در خصوص انحرافات جريان اصلاحات سخناني ايراد كرد.
وي اظهار داشت: آسيبشناسي و كالبد شكافي جريانها و احزاب مختلف سياسي مخصوصا احزابي كه در مقاطعي از زمان قدرت سياسي را در كشور به دست گرفته و به صورت عملياتي تفكرات خود را پياده كردند، گره گشاي بسياري از مشكلات و مسائل روز جامعه بوده و تجربياتي براي حركت موفق و رو به رشد آينده بدون وجود آفتها و آسيبهاي دولتهاي قبلي را به همراه خواهد داشت.
وي همچنين گفت كه بررسي احزاب و جريانهاي سياسي شكل گرفته در قبل و بعد از انقلاب ما را در دستيابي به مسير درست و يافتن راههاي منطقي رهنمون ميكند.
اميريان با اشاره به اينكه بدون ترديد يكي از مقاطع مهم و در واقع يكي از جريانهاي مهم در جمهوري اسلامي ايران كه توانست نقشي را در بين جريانهاي سياسي كشور بازي كند، جريان موسوم به اصلاحات و دوم خرداد بود، گفت: جريان شناسي اصلاحات در اصل اين نكته را يادآور ميشود كه افراد و شخصيتهايي كه در گذشته با ارائه نظرات و شعارهاي فريبنده و جذاب وارد عرصه سياسي جامعه شدند در پشت پرده اين نظرات و شعارهاي خود رنگ و لعابدار چه نكات و منوياتي را داشتند و در واقع ماهيت اصلي اين شعارها چيست.
دبير كميسيون عدالت خواهي دفتر تحكيم وحدت با بيان اينكه هر چند در استمرار حركت جمهوري اسلامي ايران در مقطعي از زمان اكثريت مردم به جريان اصلاحات اعتماد كردند و اين خود نشان دهنده وجود دموكراسي واقعي و مردم سالاري ديني در ايران است كه همه افكار و نظرات ميتوانند فعاليت كنند، اظهار داشت: آنقدر حاكميت، آزادي عمل و بيان براي احزاب و جريانهاي مختلف قائل است كه به هر جرياني كه به صورت زباني اعتقاد خود را به اصل نظام و مباني آن اعلام ميكند، اجازه ميدهد كه فعاليت خود را در كشور در چارچوب قانون دنبال كند.
اين فعال دانشجويي با بيان اينكه نظام به هر جريان كه از اصل نظام و مباني انقلاب اسلامي فاصله بگيرد زمان ميدهد تا آن جريان يا حزب سياسي ماهيت واقعي خود را به مردم نشان دهد، خاطرنشان كرد كه دولت اصلاحات نيز مانند ديگر جريانات سياسي توانست در فضاي سياسي كشور خود را به وجود آورده و به فعاليت ادامه دهد اما اين جريان پس از گذشت مدتي از آغاز فعاليت خود چند آسيب كلي دامنگيرش شد.
اميريان در خصوص محورهاي اصلي انحراف در جريان اصلاحات گفت: يكي از اين محورهاي انحرافي و در واقع آسيبها در جبهه اصلاحات زاويه گرفتن اين جريان از مردم بود و در واقع جريان اصلاحات به خواست و مطالبه مردم بيتوجهي كرد.
وي افزود: جريان اصلاحات مردم را فقط براي وارد شدن به قدرت ميخواست و نه براي خدمت به آنها، لذا دچار نوعي خود بزرگ بيني شد و تصور كرد كه بيشتر از مردم ميفهمد اما جريان اصلاحات بايد ميدانست كه بايستي به مطالبات مردم پرداخته و آنها را اجرايي كند و با توجه به اينكه مطالبه اصلي مردم چيزي جز رفاه اقتصادي نبود، انتظار ميرفت كه جريان اصلاحات كه توانسته بود دولت را به دست بگيرد به اين مطالبه مردم جامه عمل بپوشاند اما متأسفانه مردم شاهد محقق شدن اين خواسته خود نبودند.
عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت دومين محور انحراف و آسيب در جريان اصلاحات و دولت مربوط به اين جريان يعني دولت هفتم و هشتم را فاصله گرفتن از آرمانهاي انقلاب اسلامي عنوان كرد و گفت: متأسفانه اين جريان ارزشها، انقلاب اسلامي ايران كه مردم براي حفظ آن انقلاب كرده و حماسههاي بعد از آن مانند دفاع از ايران در جنگ هشت ساله را آفريدند يا به زير سؤال برد و يا به باد فراموشي سپرد كه اين اقدام دولت اصلاحات خوشايند مردم كه مدتهاي مديد هزينههاي فراواني براي به ثمر نشستن انقلاب و حفظ آن پرداخت كرده بودند نبود.
اميريان زاويه گرفتن از مذهب و دين و مسائل مذهبي كه ريشه در عمق جان مردم دارد را از ديگر انحرافات جريان اصلاحات دانست و ادامه داد: تبعات رويكردهاي غير فرهنگي و ضد ارزشي دوران اصلاحات متأسفانه همچنان نيز در كشور ادامه دارد و هر سال خود را بيش از پيش نشان ميدهد و شايد ظلمي كه اصلاح طلبان در عرصه فرهنگي كشور انجام دادند بيش از عرصه سياسي بود البته در عرصه سياسي نيز ظلمهايي به كشور روا داشته شد اما مهمترين ظلم اصلاح طلبان زدن ريشه باورها و اعتقادات مردم بود.
وي ادامه داد: پايههاي بنياد نظام كه همان مباني اسلام و ارزش بوده است نيز توسط جريان اصلاحات مورد حمله قرار گرفت زيرا آنها به خوبي دريافته بودند كه اگر بتوانند اين ارزشها و اصول را در بين مردم كمرنگ كنند آنگاه خواهند توانست كه انحرافات سياسي خود برگرفته از نظام ليبرالي غرب را در ايران پياده كنند.
اميريان در خصوص آسيبها و انحرافات جريان اصلاحات در حوزه سياست داخلي اظهار داشت: اصلاح طلبان ادعاي آزادي بيان و عقيده داشتند و خود را مدافع آزادي مطبوعات معرفي ميكردند و همچنين اعلام ميكردند كه منتقد جدي انحصار طلبي هستند اما در عمل نشان دادند كه انحصارترين انحصار طلبان خواهند شد زيرا تحمل كوچك ترين نقد را نداشته و به جاي پذيرش نقدهاي دلسوزانه با منتقدان به تندي برخورد كردند و البته اگر دولتمردان اصلاح طلب پذيراي نقدهاي دلسوزانه كارشناسان و مردم بودند مطمئنا سرانجامي بهتر از آنچه امروز نصيبشان شد به دست ميآوردند.
دبير كميسيون عدالت خواهي دفتر تحكيم وحدت در خصوص آسيبهاي جريان اصلاحات در عرصه سياست خارجي كشور نيز گفت: سياست منفعلانه و عدم اعتقاد به شعائر اسلامي و انقلابي و همچنين مباني نظام و عدم خودباوري نسبت به مباني اسلام موجب آن شد كه جريان اصلاحات در زمان به دست گرفتن قدرت روابط تحقيرآميز با بعضي كشورهاي به اصطلاح قدرتمند را به برقراري روابط مسالمت آميز با ملتهاي آزاديخواه جهان ترجيح دهند و همين اقدام آنها موجب شد كه در موضوع هستهاي و مسائل مربوط به آن با يك عقب نشيني سياسي از جانب آنها شاهد باشيم و حتي كار به جايي رسيد كه نظام سلطه و در رأس آن امريكا هم متوجه موضع ضعيف و تدافعي ايران در آن دوران شد.
وي اضافه كرد: در همان سالهايي كه آقاي خاتمي بحث گفتوگوي تمدنها را مطرح كرد آقاي بوش نيز ايران محور شرارت خواند و احترام متقابل و برابر بين دولتهاي كشورهاي مختلف با وجود احترام متقابل نبود و احترام بيشتر از سوي دولت ايران در روابط ديپلماتيك اعمال ميشد كه همين عامل موجب گستاخي كشورهاي استعمارگر شد.
اميريان همچنين تاكيد كرد كه عدم باور ملي و همچنين عدم اعتقاد به دولتهاي آزاديخواه جهان و همچنين توجه بيش از اندازه به دولتهاي به اصطلاح سلطهگر باعث وجود مشكلاتي در ديپلماسي دولت اصلاحات شد.
وي در ادامه اظهار داشت: در سياست داخلي آنچه باعث شد كه تا قبل از اينكه دولت اصلاحات به وسيله انتخابات و به صورت قانوني كنار رود، مشروعيت خود را در بين مردم دهد همان ديدگاه ابزاري به مردم بود زيرا ملت دريافتند كه همه آنها سخنانشان با عملشان متفاوت است.
وي اضافه كرد: جريان اصلاحات قدرت را هدف قرار داد، در حاليكه قدرت وسيله و ابزاري براي خدمت به مردم است و زماني كه مردم متوجه اين مسئله شدند ديگر اين جريان را به رسميت نشناختند زيرا مردم دريافتند كه در پيش جريان اصلاحات به جز وسيلهاي براي رسيدن به قدرت چيز ديگري نيستند.
دبير كميسيون عدالتخواهي دفتر تحكيم وحدت با بيان اينكه بزرگترين آسيب جريان اصلاحات در واقع همين نكته ذكر شده بود، زيرا زماني كه مردم تصور كنند قدرت براي جرياني اصل قرار ميگيرد و آن جريان مردم را براي دستيابي به قدرت ميخواهد ديگر آن جريان به مرگ نزديك ميشود، تصريح كرد: در اسلام قدرت وسيلهاي براي پياده كردن اصول اسلامي و خدمت به مردم است كه متأسفانه اين مسئله مدنظر اصلاح طلبان قرار نگرفت.
اميريان با اشاره به اينكه جريان اصلاحات، غرور ملي در مبادلات منطقهاي و بينالمللي دست كم گرفت، تصريح كرد: اين مسئله را در صحبتها و عملكردهاي بسياري از اصلاح طلبان شاهد بوديم و در واقع افرادي كه اتاق فكر اين جريان به شمار ميرفتند مانند گنجيها، سروشها، مهاجرانيها و ... و حتي افرادي مانند علي افشاري و احمد باطبي امروز نشان دادند كه اصلاح طلبان به دنبال چه مسئلهاي بودند، زيرا اين جريان در واقع ذات پاكي نداشت و تئوريهاي آن نيز اهداف پاكي را دنبال نميكردند و براي سنجش صحت و سقم اين ادعا ميتوان به افراد پرورش يافته در درون جبهه اصلاحات توجه كرد و اين سؤال را از خود پرسيد كه اصلاح طلبان چه كساني را در خود پرورش دادند.
اين فعال دانشجويي ادامه داد: افرادي كه به كشورهاي بيگانه روي آوردند و كشورهايي را به عنوان پناهگاه خود انتخاب كردند افراد مناسبي براي تحقق مطالبات مردم نبودند و اين افراد به كشورهايي پناه بردند كه حتي دشمني خود با سرزمين و مردم ايران را بارها نشان دادند.
اميريان در پايان تأكيد كرد: آنهايي كه مدتها شعارهاي مليگرايي سر ميدادند امروز در شبكههاي آمريكايي و انگليسي مشغول مصاحبه هستند و بعضي كشورهاي متخاصم به منافع ايران را به عنوان پناهگاه خود برگزيدند و اين در حاليست كه سالها منابع اين مردم توسط اين كشورها چپاول ميشد و انتظار ميرفت كه اگر اين اصلاح طلبان مانند مهاجراني و گنجي كه خود را عاشق ميهن و مردم معرفي ميكنند به دشمنان واقعي اين سرزمين و ملت ايران پناه نميبردند.
|